روز رستگاری  – همشهری آنلاین

روز رستگاری  – همشهری آنلاین



بودنی خارج از هرآنچه تا کنون بوده. بال می‌گشاید تا نور او وجودش را روشن کند، بر تاریکی‌های درونش بتابد و ناشناخته‌ای دیگر نمایان شود. پرده از رازی دیگر در وجود پیچیده‌اش برداشته شود و راه شناخت هموارتر. تا بهتر ببیند، نه چون روزنه‌ای که گاه می‌درخشد و گاه تاریکی‌های درون مانع نمایان شدنش می‌شود. حال به منزلی بالاتر رفته، از میان همه چنگ‌هایی که او را به پایین می‌کشد. غرق خداوندش است. این روزها چشم جان به پنجره‌ای دوخته که به او نزدیک‌تر است.

چه بازگشت شکوهمندی! پس از یک ماه در حال و هوای «رمضان مبارک» بودن، موسم بهار جان در دنیای پر هیاهوی درون رسیده، نسیم روح‌نوازی از پنجره ملکوت جانت را صفا می‌دهد. یک ماه آن‌گونه که او خواسته بودن، این‌گونه پروازت داده است. چشم بستن به ابتدایی‌ترین یا حریصانه‌ترین خواسته‌ها، تمرین نخواستن، رسیدن به مرحله درک اطاعت، شایستگی عبادت کردن را به دست آوردن، همه و همه در لحظه لحظه ملکوتی شهر رمضان مسیری گشوده سمت بازگشت به سوی فطرت پاک و درخشانی که خدواند در انسان نهاده است. گوهری که تعریفت می‌کند، در درخشش بی‌مثالش و تو آنی که همه سال‌های زندگی بر کره خاکی، درخشش این گوهر را به گرد و خاک انسان نبودن در هر ثانیه آلوده‌ای. انسان چنین است. اما چه طور می‌شود پروردگارت تو را ازیاد ببرد؟ او نور رمضان را منزل به منزل برایت بر می‌افروزد تا تو مسیر بازگشت به خود را به فطرتت را از یاد مبری.

یک ماه اعتکاف در منزل جانان، در میعادگاه رمضان، روبه‌روی خداوند، چشم در چشم مهربان او، تو را برای رسیدن به خودت به خالص‌ترین حد از بودنت یاری می‌کند و سپس فرمان می‌رسد: «همانا روز فطر، عید قرار داده شده تا برای مسلمانان روز اجتماعی باشد که در آن روز گرد هم آیند و [عشق و محبت خود] به خداوند را ابراز کنند و به خاطر منّتی که بر آنان نهاده است، او را ستایش کنند، پس روز عید و روز گردهم‌آیی و روز افطار، روز زکات، روز گرایش به یکدیگر و روز تضرّع [به پیشگاه حق تعالی] است، [و نیز روز فطر، روز عید قرار داده شده] به دلیل آن‌که روز فطر اولین روز سال است که خوردن و آشامیدن در آن جایز شمرده شده است، چرا که نزد اهل حق اولین ماه سال، ماه رمضان است و خداوند دوست دارد در روز عید فطر، مسلمانان اجتماع کنند و با یکدیگر به ستایش و تقدیس او 
بپردازند»

چه فرمان شیرینی! با دل و جان اطاعتش می‌کنی. با قلبی باز و روشن دوستان و خویشاوندانت را سلام می‌گویی و به قول خداوند، صله رحم به جا می‌آوری. او لبخند می‌زند و تو امیدواری که خشنود باشد.  اگر توانسته باشی لحظه به لحظه رمضان را خداخواسته و نه خودخواسته طاعت و اطاعت کنی، با قلبی روشن روبه‌رویش می‌ایستی و عاشقانه دست به دعا برمی‌داری که «اَللّهُمَّ اَهْلَ الْکِبْرِیاَّءِ وَالْعَظَمَةِ وَاَهْلَ الْجُودِ وَالْجَبَرُوتِ وَاَهْلَ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ وَاَهْلَ التَّقْوی وَالْمَغْفِرَةِ …» چه نوای دلنشینی! روحت آرام می‌گیرد. سجده‌اش می‌کنی.  توشه ماندن در مسیرت می‌دهد و باز راه طولانی تا منزلی نزدیک‌تر به خداوند در پیش است و تو هرچه بیشتر بر فطرت باز آمده‌ات بمانی، راه هموارتر و منزل درخشان‌تر است.

منبع: همشهری آنلاین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *